تبليغاتX
جوشش ماموریت
آسمان بار امانت نتوانست کشید*** قرعه فال به نام من دیوانه زدند

نامه اي كه نمايندگان مجلس ششم خطاب به مقام معظم رهبري نوشتند يادگاري تاريخي است از ناتوانمندي و شكستِ اصلاح طلباني كه خواستند به زعم خود “ ولايت فقيه” را از صحنه اداره حكومت طرد كنند.

اين نامه ، همان نامه “پيشكش جام زهر” به ايشان بوده است كه با هدف حذف ولايت فقيه همراه با توهم حمايت مردمي – البته طرفداران و جيره خواران خود -  نوشته شده بود .

اصلاح طلبان همواره در پروژه هاي ساختگي خود نشان دادند كه اپوزيسوني هستند كه نهايتا واژه اصلاحات برآمده از آنها ‏، حذف دين از سياست و جامعه و ليبراليسمه كردن حكومت انقلاب اسلامي را هدف اصلي قرار داده است .

اما جسارت نوشتن اين نامه از كجا نشات گرفته بود ؟

پاسخ آن را در كسب آراي مردم  و پيروزي در انتخابات بايد جست . چه انخابات مجلس و چه رياست جمهوري . چرا كه آنها اين آراء را پشتوانه خود و نشاني از مشروعيت خود در كليت نظام مي ديدند . در اين راستا مقصد سوم آنها تصرف قوه قضاييه و حذف ولايت فقيه و  نهايتا تصاحب حكومت بود . ( بحث در اين موارد بسيار طولاني است و نوشتن خيانت هايي كه بر كشور در زمان شكل گيري و رشد اصلاحات گذشت به نگارش صدها جلد كتاب نياز دارد!). اين آراء مقبوليت تام اصلاحات توسط مردم را براي آنها معنا مي كرد و متمسك شدن به آن ، به آنها اين جرأت را مي داد كه در مقابل اصول و آرمانهاي انقلاب اسلامي بايستند .

اما درسی که ما می گیریم این است که در انتخابات پيش رو نه تنها بايستي اين جرات را از آنها سلب كنيم بلكه چند قدم فراتر بايد جرات انگيزه پيدا كردن براي حضور در حاكميت نظام جمهوري اسلامي را از آنها بگيريم .

ما نيز بايد با خواندن اين نامه و متذكر شدن تاريخ خيانتهايي كه بر تارك انقلاب صورت گرفته ، بدانيم كه آراي ما تا چه اندازه دشمن را نااميد و يا اميدوار مي كند و بر سرنوشت انقلابمان تاثير مي گذارد .ما بايد با انتخابي دقيق ، مانع حضور مجدد و عرض اندام چنين افراد و جرياناتي در عرصه حكومت باشيم .

ما در اين وهله با نمود جديدي از  فتنه 88 – حركت چراغ خاموش اصلاح طلبان و وجود گروههايي با مشي اصلاح طلبي اما با روكشي اصولگرايي -  و فتنه جريان انحرافي – نقاب زدن در جريان اصولگرايي - مواجه هستيم و اين بصيرت و دقت بيشتر از پيش ما را مي طلبد .

در انتخابات ، بايد گذشته افراد و احزاب و گروهها كاملا واكاوي شود و نقاط كور و مبهمي باقي نماند تا انتخاب صحيح باشد . براي دقت بيشتر، به جريان و گروهي به طور مطلق اعتماد نكنيم و با نگرشي روشن تك تك اشخاص را زير ذره بين بگذاريم.

البته اين نامه در حافظه تاريخي ملت ايران خواهد ماند تا درس عبرتي باشد براي كساني كه نقشه هاي شوم براندازي را در سر مي پرورانند. اين نيز يكي از صدها تابلوي انعدام سنگرهاي پيش ساخته دشمنان داخلي و خارجي توسط ملت ايران، بر پيكره انقلاب اسلامي است.

 دانلود : نامه نمايندگان مجلس ششم به مقام معظم رهبري

نكته‌: اين نامه 5 صفحه ايست كه براي ديدن آن از Windows Picture and Fax Viewer استفاده كرده و جهت مرور كردن صفحات آن از دكمه هاي  page up  و page down  در كيبورد استفاده نماييد.

 

 

+ نوشته شده در  ساعت 3:45 بعد از ظهر  توسط فائزه گیتی نما  | 

‌ پس از عزيمت امريكا از خاك عراق اين كشور بيش از گذشته دستخوش حوادث تروريستي بوده است . تعداد بمب گذاري ها بيشتر شده و شدت آنها نيز بر اساس آمار كشته ها و زخمي ها افزايش يافته است .

                                       خبرگزاری فارس: انفجاری دیگر در عراق و شهادت یک زائر کربلا

واگذاري امنيت به خود عراق ، سياستي از پيش تعريف شده اي است تا امريكا ضمن چهره سازي و  تبرئه كردن خود از كشتارمردم ، فاصله گرفتن از آنچه در عراق مي گذرد را به نمايش جهاني بگذارد و در ادامه به طور غير ملموس اهداف خود را عملي سازد.

آنچه مسلم است عوامل دروني امريكا در عراق كه در طول اشغال عراق آموزش ديده اند‏، سكان دار جريان سازي امريكايي در اين كشور هستند كه راه را براي آنها هموار مي كنند . اين جريانات جايگزيني براي حضور مستقيم است و نوعا مداخله گرايانه مي باشد چه در تامين امنيت و چه در اصل حكومتداري.

اهداف امريكا از حوادث تروريستي موارد زير است :

1- ايجاد نا امني و نبود آرامش در اين كشور .

2- ايجاد اختلاف و چند دستگي در جامعه، خصوصا در ميان دو  طايفه بزرگ سني و شيعه.

3- اثبات ناتوانمندي حكومت عراق در تامين امنيت و دليلي براي حضور در خاك عراق.

4- ايجاد تنش سياسي و فضاي سوء ظن كه به دنبال آن عدم ثبات سياسي در عراق محقق مي شود.با اين روند دولت منسجمي شكل نخواهد گرفت و عراق در تلاطم مسائل داخلي باقي مي ماند .

5- كشتار تدريجي مردم مسلمان و خصوصا شيعيان.حضور امريكايي ها قريب به 600 هزار كشته بر جاي گذاشته است كه با بيشتر شدن بمب گذاري ها اين تعداد چند برابر خواهد شد . خصوصا كه اين بمب گذاري ها در نزديكي مناطقي است كه تراكم شيعيان در آنجا بيش از هر جاي ديگر است .

به هر حال آنچه مشهود است ،‌اين امريكا است كه با ترفند جديد خود سعي دارد بيش از گذشته بر نامني  درعراق دامن بزند تا با درگير كردن دولت و سردر گمي براي ايجاد امنيت و نهايتا با جلوگيري از پيشرفت سياسي  و ايجاد يك كشور مستقل در منطقه ، بتواند همچنان اين كشور را مستعمره خود نگه دارد.


 بازتاب نوشه در : رجانيوز ، جام نيوز ، نقدنيوز ،ايران ديپلماتيك

+ نوشته شده در  ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط فائزه گیتی نما  | 

برخي فتنه و حوادث متاثر از آن را تلخ مي دانند كه البته اين قضايا در اصل تلخ هستند و ناراحت كننده،اما اگر بيشتر تامل كنيم مي بينيم كه نتيجه و عصاره آن،آنقدر شيرين است كه تلخي را كنار مي زند.

در اينجا به برخي ازنتايج وقايع  پرداخته مي شود تا شيريني آن كاملا درك شود:

1- جهش سياسي بي سابقه اي براي جامعه به وجود آمد كه اين جهش بيشتر شامل حال جوان ها مي شد.سياه بافي هاي دشمنان وپيچشي كه در فضاي انتخابات بود مردم خصوصا نسل جوان را برآن داشت تا پيگير حوادث و اتفاقات پيرامون باشد.هركس براي به دست آوردن خبري به روزنامه،وبلاگها،خبرگزاري هاو.. مراجعه مي كرد.آمار سايتهاي درج 3و4 به سرعت بالا مي رفت بطوريكه برخي روزي بيش از 10.000 بازديد داشت.براي روزنامه ها هم آماري اين چنيني وجود داشت كه همه نشان از تفكر بالاي اجتماع براي جويا شدن مسائل سياسي كشور و اهميت به آن است.

قدرت تحليل مسائل از جهش بالايي برخوردارشد.زيرا كه براي تحليل مسائل كشور احتياج به بررسي جبهه گيري هاي مختلف درآن زمينه است تا نقاط ضعف و قوت مسئله مشخص شود و اين موضوع به طور وافر و متنوع موجود بود.فضاي آزاد سياسي كشور اين فرصت را به همگان داد تا هركس از جانب فكر وتدبر شخصي و جناحي اظهار نظر يابد و در جامعه انعكاس دهد.گاهي اوقات تحليل هاي يك دانشجو به يك سياستمدار بسيار نزديك بود و اين اوج شكوفايي سياسي براي كشور تلقي مي شود.

 

2- به جز جهش سياسي،جهش فكري هم براي شناخت ميزان آسيب پذيري انقلاب ونفوذ دشمن در نظام اسلامي پديدار شد.لايه هاي دروني وپنهان اجتماع كه جايي براي نفوذ دشمن بود آشكار شد كه كمتر كسي تصورنفوذ آن را مي كرد.همچنين موضوعاتي در اعترافات بيان شد  كه همگي موجب بالا رفتن درجه هوشياري نسبت به مسائل ملي-امنيتي و خارجي-امنيتي شد. قدرت خاصي براي نگرش نسبت به مسائل كوچك پيرامون، براي آسيب شناسي شكل گرفت.همين قدرت وبصيرت افراد جامعه موجب بسته شدن دست و پاي دشمن و در نتيجه تضعيف او مي شود.

 

3- روشدن دست عناصر معاند داخل نظام و البته شكست آني آنها.دير يا زود توطئه و ترفندهاي آنان دامان كشور را مي گرفت.تحركات مخربانه آنان عليه نظام و عزم جدي براي رسيدن به پيروزي توطئه شان را صدچندان مي كرد.بطوريكه حجاريان گفته بود براي اصلاحات بايد خون داد. اين فعاليتها دير يا زود بايد انجام مي گرفت و آتشفشان بايستي فوران مي كرد.

اما آنها زماني عمليات خود را شروع كردند كه عملا نظام پيروزبود و قدرت باورنكردني خود را بار ديگر ثابت كرده بود- مشاركت 85٪ي- ولي آنها اين مسئله مهم را نفهميدند و در همين باتلاق شكست، دست و پا زدند و با سرعت بيشتر خود را به نابودي كشاندند.

آنها از اينكه هيچكدام از تلاشهايشان، نتيجه نداده و نخواهد داد عصباني هستند و همين عصبانيت،باعث مي شود كه تسلطشان را از دست بدهند و نتوانند نقشه هايي مثلا هدفمند برنامه ريزي كنند.

همچنين با ضربه اي كه خورده اند كوچكتر و منزوي تر ازآن شده اند كه بفهمند و بدانند.

آنها با اين كار خود را از پيكره اجتماع جدا كردند و گويي در ميعادگاه جهنمي خود سكني گزيدند و اكنون شاهد نابودي و سوختن خود هستند.

 

4- يك نگرش عميق تر به داخل كشور ونظام به وجود آمد.باعث شد صداهايي را بشنويم كه نمي شنيديم و كمي به خود بياييم و دقت ها را بالا تر ببريم.حساسيت ها را بيشتر درك كنيم و جاي خالي برنامه ريزي هاي هدفمندانه تراجتماعي را ببينيم .عزم بيشتري براي گشايش مشكلات بكار گيريم .معضلات فراموش شده را به ياد بياوريم كه البته براي حل آنها از بايد ازعزم ملي كمك بگيريم.

 

5- فضايي از شور و هيجان انقلابي سراسر كشور را فرا گرفت. فرصتي پيش آمد تا خاطرات گذشته انقلاب و امام يادآوري والبته موشكافي شود.واقعا نام انقلاب سوم بسيار برازنده بود،آنهم از دو جهت:اول شكوه حضور مردم دراصل انتخابات،دوم حضورشان در دفاع از ارزشهاي انقلاب و جلوگيري ازجاري شدن توطئه براندازي عليه نظام كه در اغتشاشات و ناآرامي هاي بعد از انتخابات به وجود آمد.مي توان اين فضا را فضاي update شدن انقلاب اسلامي ناميد.

در اين فضا ما جوانان واقعا احساسات و نگراني ها و اضطرابهاي همراه با اميد و توكل زمان انقلاب كه براي مادران وپدرانمان بود درك كرديم.فضاي ملتهب و مشوش آن زمان را فهميديم.و ازهمه بالاتر نعمت انقلاب كه در روزمرگي هامان گم شده بود به عينه ديديم و برايش سجده شكر بجا آورديم.

 

6-از همه مهمتر نشان دادن قدرت دروني نظام اسلامي ايران به جهان خصوصا دشمنان بود. آنها سالها براي اين انتخابات مهره چيني كرده بودند و نقشه ها كشيده بودند اما با كوچكترين اراده وتلاشي از سوي مردم متدين اين سرزمين بزرگترين شكست را خوردند. اين مسئله ثابت شد كه بار ديگر بفهمند ايران اسلامي قدرتمندتر از آن است كه بتوانند با حيله هاي ودسيسه هاي خود به مقابله با آن بر خيزند.آنها بايد بدانند كه انقلاب اسلامي ما با ياري خدا وامام زمان(ع) وپشتوانه مردم ورهبري مقتدرتر و محكمتر از آن چيزي است كه تصور مي كنند.


بازتاب در : رجانيوز ، جام نيوز ، قاصدنيوز ‏‏، العالم

+ نوشته شده در  ساعت 11:14 بعد از ظهر  توسط فائزه گیتی نما  | 

امريكا پس از حدود 10 سال تصرف عراق تصميم گرفته كه نيروهاي خود را از خاك آن كشور خارج كند و پادگان هاي نظامي به ارتش عراق واگذار شود .اما خارج شدن امريكا براي مردم عراق چه پيامدهايي را به دنبال خواهد داشت؟

 هر چند كه مردم عراق از اين عمل خوشحال شدند و تصورشان اين است كه آنها فارغ از وجود نيروهاي خارجي عهده دار تمام امور كشورشان خواهد بود .اما اين تصور تا چه اندازه به واقعيت امر نزديك خواهد بود؟آيا امريكا اين پروژه را با صرف هزينه اي  كه متحمل شده بي انگيزه قبلي رها خواهد كرد؟

اين تصور بر حسب ظاهر صحيح است اما نكته مهم در خروج نيروها چرايي آن است .خصوصا كه بدون هيچ گونه اهرم فشاري اين كار صورت گرفته و از طرف ديگر امريكا هيچ گونه حركتي را بدون هدفي كه آنهم تامين خواسته هاي خود است انجام نخواهد داد.

در ضمن با خروج نيروها ‏، اين كشور سفارتخانه اي با 15.000 كارمند تاسيس خواهد كرد كه بي شك همراستا با اهداف خود و جايگزيني براي نيروهاي نظامي خواهد بود.

با نظر به نكات زير به نتيجه اي بهتر خواهيم رسيد:

1- ماهيت ارتش عراق چيست؟

ارتش عراق در طول حدودا 10 سال توسط نيروهاي امريكايي تعليم ديده و سازماندهي شده اند . به طور حتم تربيت آنها همسو با اهداف امريكايي بوده است . بنابراين ارتشي برخواسته ازبطن مردم و قابل اعتماد نبوده است و نمي توان به آن متكي بود .ارتشي با مليت عراقي اما ماهيتي امريكايي.

2- تربيت نيرويي در مقابل دولت.

 به دليل بالا ، ارتش عراق همچنان از نيروهاي امريكايي فرمان مي گيرد كه البته غير ملموس خواهد بود .بنابراين ارتش عراق مي تواند در مقاطع حساسي كه دولت عراق با  امريكا همسو نباشد ، با تهديد دولت آن را وادار به سكوت كند و نظام ديكتاتوري جديدي را به وجود آورد. در نهايت نيز مي تواند با كودتا دولت را سرنگون كرده و صدام!! جديدي را بر سر كار بياورد.

3- هزينه اي كمتر.

امريكا به مرحله اي رسيده است كه مي تواند تنها با كنترل ارتش عراق به اهداف خود برسد و نيازي به صرف هزينه هاي هنگفت نگهداري ارتش خود در خاك آن كشور نيست.

4- ترك كردن صحنه جرم.

تصرف حدودا ده ساله عراق تا كنون 600.000 كشته  و بيش از 2.5 ميليون آواره بر جاي گذاشته است . امريكا كه امنيت اين كشور را عهده دار بوده است در مظن اتهام است و مردم عراق امريكا را مقصر اصلي مي دانند . با ترك كردن خاك عراق ديگر مسئوليت حملات تروريستي بر عهده امريكا نخواهد بود و امريكا از اتهامات حدودا ده ساله براحتي شانه خالي كرده است.

5- ژست بهتر نزد مردم عراق.

امريكا مي تواند با شكل دخالت كمتر و با درد سر كمتر  و از دور ، عراق را اداره كند. اما مردم عراق تصور مي كنند كه امريكا به طور كل از كشورشان خارج شده و اداره كشور به دست خودشان گذاشته است . يعني با صرف اين همه هزينه و به دلايل بشر دوستانه! نهايتا عراق را به مردم عراق سپرده است! همچنين از اين به بعد نمي توانند امريكا را مسبب تحولات عراق بدانند و چهره مداخله جويانه امريكا در اينجا از بين خواهد رفت .

6- پاسخي براي اعتراضات داخلي.

يكي از شاخه هاي اعتراضي جنبش وال استريت در امريكا ، هزينه اقامت سربازان در عراق و افغانستان است . امريكا مي تواند با اين عمل تا حدودي از التهاب شورش هاي داخلي خود بكاهد و كشور خود را نسبتا از اين وضعيت خارج كند .

7- معتبر شدن شعار امنيت.

شعار اصلي تصرف عراق ايجاد امنيت براي مردم عراق و منطقه بود .اما با اين وجود برخي از مردم عراق امريكا را متهم عدم امنيت مي دانند.خروج نيروهاي امريكايي و واگذاري امنيت به ارتش عراق اين تصوررا براي مردم بوجود مي آورد كه تامين امنيت بر عهده خودشان خواهد بود و آنها بهتر مي توانند از عهده آن برايند.در صورتيكه مي توان پيش بيني كرد كه حملات تروريستي كمتر نخواهد شد و همچنان به قوت خود باقي خواهد ماند و ديگرامريكا - به دليل حضور نداشتن - متهم نخواهد بود.در اينجا مي توان اين نتيجه را گرفت كه شايد اوضاع وخيم تري در انتظار مردم عراق باشد.

بنابراين ، مي توان نتيجه گرفت كه خروج نيروهاي امريكايي از خاك عراق بيشتر مايه ترديد است تا تحسين! و رويكرد جديد (( چپاول و تسلط از درون و اداره از بيرون)) بهترين رويكرد فعلي دولت امريكا در عراق است .

اين خروج ، به زعم سرشكستي دولت امريكا ، ‌نتايج بهتري را براي آن در پي خواهد داشت .


 بازتاب نوشته در :

رجانیوز

جام نیوز

 

+ نوشته شده در  ساعت 11:56 بعد از ظهر  توسط فائزه گیتی نما  |